اشتباه از من بود آری از من...که خواب سرچشمه را در خیال پیاله میدیدم، دستهایم، خالی دلم پر، گفتگوهایم با او مثلا یعنی ما، کاش میدانستم هیچ پروانهای پریروز پیلگی خویش را به یاد نمیاورد.
حالا مهم نیست که تشنه به رویای آب میمیرم. از خانه که میایی یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزیده شعر فروغ و تحملی طولانی بیاور.
احتمال گریستنم بسیار است
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر