۱۳۹۲ دی ۳۰, دوشنبه

مسابقهٔ معماری، عدم موفقیت یا عدم مهارت







تاریخ مسابقات معماری علاوه بر داشتن قدمتی چشمگیر در ایتالیا شاهکارهای بزرگی‌ از معماری معاصر را در خود حل کرده است و آثاری رقم زده که تاریخنگاران و منتقدان بسیاری حتا به نقد بعضا ار تدکسی این آثار پرداخته اند و چه بسا اعتراضات زیادی بابت برنده شدن یک اثر خاص بر دیگری همراه داشته است.
از برنده شدن مسابقهٔ معروفی‌ که برای ساختن گنبد کلیسای سانتا ماریا دل فیوره به نام آرشیتکت بزرگ فیورنتینی و پیشگام رنسانس ایتالیا برونلسکی برگزار شده در شهر فلورانس تا آثار اخیر، ادیتوریم روم که توسط رنزو پیانو امضا و اجرا شد وموزه یه هنرهای قرن ۲۱ (مکثی MAXXI ) زاها حدید ( معمار عراقی‌ الاصل مقیم انگلیس و استاد با سابقه‌ی مدرسه ی معماری وین و لندن) مثال‌های دلنشینی از مسابقات معماری هستند.
به اغراق می‌توان در ده سال اخیر صدها اثر اجرا شده که زاییده ی مسابقات معماری بود نام برد از پارک‌ها و میادین و ساختمان‌های عمومی‌ و ساختمان‌های مسکونی گرفته تا مراکز ورزشی و باشگاه‌ها و استادیوم‌ها و حتا در مقیاس بزرگتر طراحی محله یا حتا سامان دادن به خیابان‌های شهری و و و .....
قبل از اینکه به بررسی‌ چند مسابقه ی برگزار شده در ایتالیا بپردازم بر خود ملزم میبینم چند پروژه ی در خور توجه تاریخ معماری معاصر که حاصل مسابقات برگزار شده هستند را نام آوری کنم تا بر همگان روشن شود که مسابقات میتوانند پروژه‌هایی‌ در وسعت و اهمیت بسیار زیاد را شامل شوند و مهندسان و معماران شرکت کننده بدون توجه به نتیجه ی مسابقه و پشتکار زیاد حتا تا طراحی دیتیل‌ها و جزئیات آن چیزی کم نمی‌گذارند از آن جمله اند:
خانه یه اپرای سیدنی
اثر معمار معروف یورن یوتزن)Jørn Utzon
 که در سال ۱۹۵۷ مسابقه را برنده میشود اما باید برای اجرای آن تا سال ۱۹۷۳ شکیبائی کند، رقیب او در این مسابقه پیتر رایس بود اما پروژه به ثمر رسید و اجرا شد چرا که خلاقیت به کار رفته در آن سنت ساخت تئاتر را دگرگون کرد.
دیگر مسابقه، جوانان سی‌ ساله‌ای بودند که مرکز ملی‌ هنر و فرهنگی‌ِ جرج پمپیدو را در سال ۱۹۷۱ طراحی میکردند رنزو پیانو و ریچارد راجرز بزرگ که بعد‌ها و در سال‌های اخیر ستارگان معماری جهان معرفی‌ شدند.
خانه یه موسیقی پورتو) Music house of Porto( در پرتغال اثر رمّ کولهاس هلندی، تئاتر اسلو طراحی شده توسط استودیو نروژی اسنوهتا )  Snøhetta
و همچنین تأتر کپنهاگ که مکعبی رمز آمیز و متغیر است و کسی‌ جز ژان نوول نمی‌تواند آن را تصور کند.
رنزو پیانو مسابقهٔ طراحی فرودگاهی را در ژاپن برنده شد، ماکسیمیلیانو و درلنا فوکساس فرودگاهی بزرگتر در شنزن چین را ساختند و استودیو یه میلانی آنتونیو چیتریو و پاتریزیا ویل در پروژه یه سالنهای انتظار فرودگاه دوحا شرکت کردند سه‌ نمونه از پروژه‌های در مقیاس بزرگی‌ هستند که ایتالیایی  با تشکر از مسابقات در خارج ایتالیا برنده شدند و اما در داخل ایتالیا در سالهای اخیر می‌توان به مسابقات برگزار شده در ساخت ایستگاه‌های قطار سریعالسیر همانند ایستگاه روما تیبورتینا و تورینو پورتا سوزا اشاره کرد. ایستگاه فیرنز( فلورانس) و افراگلا اما روی کارت همچنان باقی‌ است.
ویروسی در مسابقات معماری کشورهای با قدمت تاریخی وجود دارد و آن جنگ بین محافظه کاران)  کسانی‌ که میخواهند به حفظ معماری و سنت‌های آن بپردازند( و کسانی‌ که در جهت تجدد گرایی سر خود را که هیچ بلکه آموزه‌های چند ساله ی خود را هم میدهند.
در ایتالیا تعداد کمی‌ مسابقه ی معماری با موضوع ساختمان‌های مسکونی می‌توان دید به جز استثنای قابل توجه در میلان تحت نام ابیتار میلانو  ) Abitare Milano( که به اجرای ۸ ناحیه‌ جدید  با واحد‌های مسکونی پرداخت .


در حدود ۳۰ سال است که بخش اعظمی از کشورهای اروپایی، معماری مدرن و معاصر خود را حاصل مسابقات معماری میدانند و ارشییستارهی( ستارگان معماری) همچون دوید چیپپرفیلد معمار بریتانیایی ، رمّ کولهاس هلندی و معمار انگلیس عراقی ( زاها حدید)، آثار خود را با همکاران خود در مسابقات به رقابت میگذارند چه این آثار برای ساختمانهای عمومی باشند و یا برای استفادهٔ شخصی خاص، اما باید خاطر نشان کرد که از ۵ مسابقه فقط یکی از آنها به ثمر میرسد و این مشکلی است که دغدغهٔ اصلی معماری اروپایی و بینالمللی در شرکت در مسابقات است.

در مورد تم یا موضوع زیرساختها ( زیربنا ها) ایتالیا میتواند به فصل تازه ای از مسابقات در خصوص ایستگاههای جدید راه آهن سریعالسیر خود ببالد.
به طور کل مسابقات را به انواع زیر دسته بندی میکنم (  این تقسیم بندی سلیقه ی شخصی مولف است )
- مسابقات زیرسازی و بناهای با استفاده ی عمومی
- مسابقات برای فضاهای فرهنگی
-مسابقات برای منطق مسکونی
- مسابقات در خصوص استفاده برای وقایع بزرگ مانند المپیکها و مسابقات ورزشی
- مسابقات برای جوانها و آنچه مربوط به حرفیهای زیر ۴۰ سال میشود
آب نماها

بحثی که در اکازیون خاصی برای احیای فرهنگی تم و موضوع زیرساختها و نحوه ی معماری آنها مطرح شد: پروژه ای نبود جز آناس در سال ۲۰۰۶ برای تونل شهر مستره در استان ونتو نزدیک ونیز.
Anas ( Anselmi, Proger, Scape)

پروژه ی دو ٔپل بر روی رود خانه ی آرنو در شهر فلورانس ایتالیا طراحی شده توسط فرانسیس سولر و در انتها مسابقه ی موزه سالرنو با طراحی گروه ارکئا که هیچ پیامدی جز طراحی بر روی کاغذ و صرف هزینه ی هنگفت بدون ثمر نداشتند.
( Salerno, Reggio Calabria )

( Archea)

( Francis Soler)
اما آغازگر این رشته از مسابقات ( ماریو ویرنو  Mario Virano) دستور به مسدود شدن فعالیت داد و تعهدی که برای آماده سازی پروژه ی نهایی و اجرایی  پیش بینی میشد ، رد گردید.

از این سه پروژه تنها یکی که امیدی به سرانجام رسیدن و اجرا شدن دارد پروژه ی ٔپل های فلورانس هست که توسط آرشیتکتی فرانسوی با نام فرانسیس سولر ایده پردازی شده بود و المان اصلی انتخاب آن چیزی نبود جز کیفیت محیطی پروژه، اصلی و اوریجینال بودن ایده و پیشنهاد چهارچوبی که اجازه میدهد کار و مواد مورد استفاده در آن را فقط در این چهارچوب به صورت واحد و اصلی بشناسیم.


در این قسمت دو نمونه از این پروژه ی نام  برده شده به صورت مثالهای آورده میشود تا خوانندگان عزیز با این پروژههای ناشناخته در ایران آشنا شوند مثالهای انتخاب شده  ۱ نمونه شامل مسابقه ی زیرساخت ایستگاه قطار شهر تورینو ( پورتا سوزا) میشود مثال بعدی مسابقه برای ترمینال ( پایانه ) ی دریایی سالرنو و نمونه ی آخر رزیدانسها و واحدهای مسکونی شهر فلورانس هستند.

دلیل انتخاب این سه مثال چیزی جز ناشناخته بودن موضوع آنها در خارج از ایتالیا نیست و اهمیت موضوع در سالهای اخیر و دل مشغولیش برای معمارانی که در آغاز کار خود هستند و موضوع معماری را جدا از مهندسی میدانند و چه بسا خود را در جنگی با مهندسان عمران و سازه می‌اندازند، این طرحها تفکیک بین معمار و مهندس را کنار گذشته و دیوار بین این دو حرفه را فرو میریزد.


اگر بخواهیم در فصلی تازه از مسابقات برای فضاهای فرهنگی نکته ای خاطر نشان کنیم: از فرانسه تا دانمارک، با گذر از پروژههایی چونان شهر پورتو ( خانه ی موسیقی رمّ کولهاس)، برلین ( موزه یهودیان لیبسکیند)، روم ( موزه ی هنرهای قرن بیست و یک )، آتن ( موزه اکرپلیس و به طور کل در ده سال اخیر تعداد بیشماری موزه، ادیتوریوم و فضاهای فرهنگی طراحی شده ی بسیاری که حاصلی از مسابقات معماری هستند را میتوان یاد کرد.

مرکز فرهنگی میلان که توسط آرشیتکت بزرگ بریتانیایی دیوید چیپپرفیلد طراحی شده است زاییده ی مسابقهای از سلسله مسابقات ایتالیایی بینالمللی ایست که همچون بسیاری مواقع پیشگامانش معماران خارجی و نه ایتالیایی  هستند ثمرهای از مسابقهای که در سال ۲۰۰۰ که تنها بخشی از آن امروز آماده بهره برداری است اما تهی از هر گونه برنامههای مدیریتی است. این پروژه ی میلانی باید اولین پروژه بزرگ ایتالیایی امضا شده توسط معمار انگلیسی ( که در سال ۲۰۱۲ مدیر بینال ونیز هم شمرده شد) به شمار میرفت و راه اندازی میشد اما بعد از اطلاعیه های فراوان و پی در پی زمان افتتاح موزه ی شهر میلان ( با یا بدون طراحی داخلی آن) هنوز مشخص نیست. این پروژه ۴۵ میلیون یوروای که تمام آن را شهرداری میلان پرداخت کرده هزینه برداشته است، برای پروژهای که شامل ۲ طبقه زیرزمینی برای پارکینگها  میشود و ۱۲۰۰۰ متر مربع ساخته شده که از آن ۱۵۰۰ متر مربع آن را فضاهای نمایشگاهی دائم ( موزه) شامل میشود و ۸۵۰ متر مربع برای نمایشگاههای موقت اختصاص داده شده است.چیپپرفیلد شاهدی مهم از عدم موفقیت مسابقات معماری در ایتالیا است که به جز در میلان در مسابقه دیگری برای باز سازی مجدد آرسنال ( انبار) شهر ورونا  برنده شده است که پروژه ی مذکوره بعد از گذر سالها فقط استخر شنای آن بازسازی شده است.

تخصیص زمان زیاد همچنین برای ساختمان دادگاه شهر سالرنو و برای نقشه ی بهبود سانتا کیارا ی شهر پیزا از جمله آسیبهای مسابقات معماری در ایتالیا به شمار میروند.
واحدهای مسکونی:
در ایتالیا این موضوع بسیار کم به مقطع مسابقه کشیده میشود، به جز موردی استثنائی در مورد موضوع ابیتاره میلانو ( زندگی در میلان) که در دو ترنس، ۸ محدوده ی جدید به همراه صدها واحد مسکونی طراحی شد که واحدهای مسکونی و امکانات محلهای هر دو مکمل هم شدند و خود شهری را آفریدند، شاید دلیل به مسابقه نرفتن موضوع مسکن به صورت بسیار گسترده در ایتالیا و به طورکل در اروپا سنت این قاره ی پیر در حفظ و مرمت آنچه از گذشتگان به ارث رسیده باشد و عدم خواست کمیته ی شهری و معماران و مهندسان برای نوسازی و آفریدن ساختمانهای مدرن مسکونی است.


اگر بخواهیم در ادامه ی موضوع به مسابقه رفتن برای اتفاقات بزرگ همچون سی و دومین جام آمریکا در شهر والنسیا ی اسپانیا و همچنین المپیک سال ۲۰۱۲ در شهر لندن، هدف از پیش تعیین شده برای انتخاب پروژهای بود که ظهور اثر یا نماد و سمبلی را سبب شود. در تفرّج گاه دریایی شهر اسپانیایی اثر معمار بریتانیایی دوید چیپپرفیلد  ( veles y ventes) در کمتر از مدت زمان پیش بینی شده تبدیل به نقطه ی عطف آن شهر شد.

همچنین در لندن در منطقهٔ ی برگزاری المپیک , بیشتر آثار، دائمی یا موقت، با مسابقه به مرحله ی اجرا رسیدند.


 ایتالیا در این راستا فرصتهای بسیاری را برای برگزاری مسابقات  که رقم زننده ی اتفاقات بزرگی است، از دست داده است. به جز چند مسابقه ی برگزار شده برای المپیک شهر تورینو تقریبا هیچ مسابقهای برای بازیهای شنا ی روم و همچنین جنوا برگزار نشد. شاید به جز مسابقه ی برگزار شده اکسپو تنها مسابقه واقعی ایتالیا با موضوع اتفاقات بزرگ همان پاویون ایتالیایی باشد.
مسابقات برای جوانها: قوانین ایتالیا محدودیت سنی برای شرکت در مسابقات معماری قائل نیست. اما ترویج مسابقات هم فقط برای جوانان حرفهای این رشته امکان پذیر نیست، اما ابتکار اروپا در راه اندازی مسابقات زیر ۴۰ سال که هر دو سال تکرار میشوند و شامل آن دسته از سازمانهای عمومی که ارائه دهنده ی مناطق استراتژیک هستند که در نهایت تبدیل به موضوع مسابقه میشوند.
در سال ۲۰۱۳ ایتالیا، دو سایت و منطقهٔ ی استراتژیک خود را در درون این برنامه به مسابقه کشاند این سایتها مناطق بسیار حساس ونیز و میلان را شامل میشوند، در سال ۲۰۱۱ هیچ سایتی معرفی نشد و در سال ۲۰۰۹ فقط یک سایت درشهر بندری جنوا معرفی شد.
آسیبهای مسابقات معماری در ایتالیا:
مسابقات برگزار میشوند چرا که راهی موثر و مفید برای شفافیت در انتخاب پروژه ی نهایی و احتمال شرکت و به معرض نمایش گذاشتن پروژه ی افرادی است که رزومه ی کاری قوی ندارند و  و دادن فرصتی مناسب به آنهایی که برای مبارزه با آنچه معماری و ساخت و ساز را در حیطه ی افراد خاصی قرار میدهند  اما بسیاری مواقع مسابقات برگزار میشوند بدون اینکه اطمینانی از مبلغ ذخیره ی موجود برای به ثمر رساندن پروژه وجود داشته باشد اما مشکل فقط این موضوع نیست مشکل کمیسیون رأی دهنده که اکثر اعضای آنرا تکنیسینهای محلی تشکیل میدهند که خود آنها با پیش فرضها و تعصبات بسیاری بر روی معماری و سنتهای آن بر مشکل می‌افزایند علاوه بر اینها عامل بحران اقتصادی جامعه ی فعلی  اروپا را اضافه میکنیم و میبینیم کار بسی دشوار است و راه بسی ناهموار در این مسیر!
جنگ بین متجدد گرایان و محافظه کاران ( حافظ میراث تاریخی) از یک طرف و مدت زمان طولانی بورکرسی و درگیریهای حقوقی با تاریخ دانها و منتقدین از سمت دیگر توسعه ی مسابقات معماری را بسی دشوار میسازد، تجدید نظرهای مکرر، تغییر دولتها و مسئولین وزارت خانههای مرتبط، تجدید نظر بر روی سایتهای انتخاب شده جهت دادن طرح، مبلغهای در نظر گرفته شده همه و همه آسیبها و دشواریهای این نوع از مسابقات هستند، به طور خلاصه با نگاهی واقع بینانه افقی آرام از این مسابقات  پیش رو نمی بینیم.

اینک به بر رسی فهرست وار ۳ مسابقهٔ برگزار شده در سالهای اخیر و کانسپت آن میپردازم:

پروژه ی ایستگاه راه آهن سریعالسیر شهر تورینو:
این پروژه با نام ایستگاه پورتا سوزا از مطالعه ی دقیق بافت شهری، یک بافت سرشار از تحولات مهم و پر از پویایی و تداخل به دنیا آمد. مقصود میانجی گری بود میا‌ن صنعت و نوسازی ، بازسازی در برنامه ریزی شهری موجود و  تجدید تصویری از محل این پروژه عواملی بودند که به این پروژه امکان تولّد دوباره میدادند.
عواملی که در انتخاب نهایی برنده ی مسابقه سهیم بودند بیش از هر چیز المانهای معماری بیوکلیماتیک مانند صرفه جویی در مصرف انرژی و خود کفا بودن پروژه یا به عبارتی و با تلفظ بینالمللی آن پسیو بودن ساختمان در مصرف انرژی بودند، پروژه ی برنده شده تمام مشکلات تأمین  انرژی را به خوبی مرد نظر گرفته بود و راه حلهای بسیار جالبی ارائه داده بود که خود مقاله مستقل میطلبد و ارتباط این تکنولوژیهای جدید با بافت باستانی شهرها خود موضوعی بسی قابل تامل است.

نکتهای که توجهم را در اولین برخورد نزدیک در بازدید از این پروژه جلب کرد طول این ایستگاه شبه تونل بود که به اندازه یک قطار سریعالسیر ۳۸۵ متر میرسید و عرض آن که ۳۰ متر بود و فضاهای گالری مانندی را برای استفاده مختلف در خود جای میداد این فضاها در ادامهٔ فضاهای مختلف بافت از قبل به جا مانده بودند.
پروژه ی بعدی قابل ذکر پایانه دریایی شهر سالرنو در نزدیکی شهر ناپل است:
این پروژه افراد معروفی در معماری، چونان زاها حدید را هم به صحنه ی مسابقه دعوت کرد، موقعیت بسیار خوش این پایانه جهت دیدبانی بر سایتهای باستانی معروف چونان پومپی و پستوم آن را ایدهآل میسازد.
مسابقه برندهای جز ستاره ی معماری معاصر (زاها حدید) نمیتوانست داشته باشد، پروژه به شکل صدفی است که تصویر آن به روی دریا گسترهٔ ی خیال ما را از اعماق دریا به خشکی میکشاند و عمق را در سطح معنا میبخشد.
پیشرفت سریع این پروژه را مدیون موفقیت موزهٔ هنرهای قرن ۲۱ زاها حدید در شهر روم هستیم زیرا که ایتالیا احساس امنیت در موفقیت کار بعد از اجرا  را به خصوص در معماری بسیار حائز اهمیت میداند.
و پروژه ی سوم قابل بیان در طول ده سال اخیر، جهت به اتمام رساندن این مقاله که خود موضوعات بسیاری را شامل میشود مسابقهٔ خانه های مسکونی یا همان رزیدنسهای  معروف فلورانسی است که بسیار موضوع نادر در تاریخ مسابقات ایتالیا هستند و تقریبا هرگز شاهد به مسابقه کشاندن این موضوع به صورت گسترده نبوده و نیستیم، این واحدهای مسکونی ۳ شرکت کنندهٔ متفاوت در ایده داشت که میتوان گفت سه خط موازی بودند که با دیده ریاضی وار هیچگاه در ایدهها به هم نمیرسیدند. این مسابقه را به دو دلیل: ۱- به دلیل موقعیت آن در شهری که در آن سالهاست زندگی میکنم و ۲- به دلیل افراد شاخصی که در آن شرکت کردند با دقت بیشتر و با همراه کردن تصاویری از طرح بر رسی میکنم باشد که خوانندگان فرهیخته و دانشگاهی با مقایسه ی این طرح و معماری خانه های فلورانسی خود به قضاوتی که شایسته ی این شهر رنسانسی است، برساند.
بعد از پروژه یه خانهٔ آفتابگردان لوئیجی مورتی آرشیتکت بسیار معروفی‌ در اواسط قرن ۲۰ موضوع خانه‌های مسکونی و به مسابقه رفتنشان البته به صورت خیلی‌ محتاطانه موضوعی بسیار حائز اهمیت شد،     در این مسابقه که ۳ آرشیتکت معروف در لول جهانی‌ با نام‌های اودیل دک، زاها حدید، کارمه پینوس را به رقابت دعوت کرد هدف نوسازی و باز سازی قسمت صنعتی شهر فلورانس بود که اکنون تبدیل به دانشگاه حقوق و کتابخانه ی دانشگاه علوم سیاسی و همچنین مرکز خرید میشد. هر سه‌ ی این شرکت کنندگان پروژه‌هایی‌ انتزاعی و سبک برای شهری که معماریش به سنگینی‌ و حجیم بودن معروف است را ارائه کردند، که منتقدان بسیاری را به چالش کشاند .
  در مقاله‌ای جداگانه وآا رسی‌ این مسابقه با جزئیات آن حائز اهمیت است اما نکته یه قابل بیان که بعد در تصاویر هم خواهیم دید این است که هنوز این پروژه ساخته نشده و به نظر من احتمال ساخت آبجکت‌های این چنینی در معماری  شهری مثل فلورانس بسیار دور از انتظار است.هر چند که خارج از شهر و در فضای دور از مرکز تاریخی‌ شهر واقع شده باشند .










هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر